المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

172

مروج الذهب ( فارسى )

197 عارضه‌ها بدور است كه درد را بمحض هيجان و عارضه بسرعت برون كند و آن را در جاى خود نگه ندارد و ميگفت كه فلاسفه و حكماى قديم يونان چون ديموقراطيس و فيثاغورس و سقراط و ديوجانس و ديگر حكماى اقوام به نگهدارى اين چيزها معتقد نبودند كه از عوارض و نتايج آن آگاه بودند و هر كه شعور دارد اين نكته را از حال خويش دريافت تواند كرد كه آن را بطبيعت آموزند و بضرورت عقل ادراك كنند ، فقط گروهى از اهل شرايع و كتابهاى منزل به حكم شريعت و منع اديان اين را زشت شمرده‌اند و مقتضاى عاداتشان نبوده است . مسعودى گويد و اخبار هندوان و رسوم و عجايب اعمال و رفتارشان را كه به صحت پيوسته است در كتاب اخبار الزمان و كتاب اوسط آورده‌ايم و هم اخبار مهراج پادشاه جزاير و بوى خوش و ادويه را با ديگر ملوك هند و قنجب و ديگر ملوك جبال كه رو به روى اين جزاير است چون زابج و ديگر ديار چين با اخبار ملوك چين و پادشاه سرنديب با شاه مندورفين كه مقابل سرنديب است همانند ديار قمارى كه مقابل جزاير مهراج زابج و غيره است و اينكه هر كه پادشاه مندورفين شود قايدى ناميده مىشود ، همه را در آنجا آورده‌ايم و در اين كتاب شمه‌اى از اخبار ملوك شرق و غرب و يمن و حيره و اخبار ملوك يمن و ايران و روم و يونان و مغرب و طوايف حبش و سودان و ملوك چين از اعقاب يافث و ديگر اخبار جهان و عجايب اقوام را خواهيم آورد . 197